از پدر پرسيم برای چی انقلاب كرديد؟ پاسخ داد: برای اسلام
گفتم مگه اون زمان نميخوندی؟
...چرا
مگه مسجدنميرفتی؟
...چرا
مگه مكه نميرفتی؟
...چرا
مگه محرم تكيه ودسته نبود؟
... چرا بود
مگه زنت حجاب نداشت؟
... چراداشت
مگه نزول بدنبود
...خيلی بدبود
مگه ناموس محلتون حرمت نداشت؟
... چرازياد داشت
مگه صدای اذان از راديو پخش نميشد؟
... چرا ميشد
گفتم خب پس چه تغييری ايجادكرديد؟
كمی درنگ كرد وهيچ پاسخی نداشت گفتم اما امروز فرزندتو نماز نمی خواند از حج متنفر و ازكربلا بغض دارد ازحجاب گريزان و ازچشم هيز و نامرد مردان محله درفغان . نزول بيداد ميكند بانكهای اسلامی را ببين! دختران انقلابی فاحشه را نشانت بدهم؟ مساجدخالی و پارتيهای آنچنانی شبانه را؟ شاه غارت كرد؟چقدر؟ جان بچت چقدرخورد چقدربرد؟ دراين ايام شكوهمند چقدر از پول من و تو به جيب آخوند رفت؟
اسلام امد اما ازنوع جديدش همانيكه جماعت آخوند ميخواستند باشد!
پدر ديگه ازتهديد كسی نميترسم حرفم را با منطق و ادب خواهم گفت هرجاكه باشم ديگه زمان آن فرارسيده كه ما برای خود كاری كنيم پدر. سوغات انقلاب شما برای مافقط ذلت بود و فلاكت و دشمنی با همه دنيا. من به فرزندم حقيقت را خواهم گفت!
برگفته از صفحه معصومه محمد نيا



0 comments:
Post a Comment